دیدگاه یک مذاکرهکننده: چگونه از حقوق مساوی زنان افغان مطمئن شویم
عکس: دختران بیجاشده داخلی در یکی از مساجد کابل، افغانستان ۲۰۲۰ – محمد اسماعیل، رویترز
این پست بخشی از مجموعه بلاگهای «شورای روابط خارجی» در مورد رهبری زنان در ایجاد صلح و جنبشهای مبارزه علیه خشونت است که در آن همکاران شورای روابط خارجی، محققان و فعالان، استراتیژیهای جدید را ترتیب نمودهاند. این پست توسط حبیبه سرابی، عضو هیئت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی افغانستان در مذاکرات صلح نوشته شده است.
در هشتم ماه می، طالبان یک موتر بمب را در مکتب دخترانه در کابل منفجر کردند [طالبان مسوولیت این حمله را بر عهده نگرفتند.] که بیش از دوصد تن کشته و زخمی در پی داشت. البته بیشتر قربانیان دختران نوجوانی بودند که رویای آنها تعلیم بود تا بتوانند رشد کرده و کمال برسند.
من بیشترین بخش زندگی خود را وقف این رویا نمودهام. من به عنوان یک دختر در افغانستان به مکتب میرفتم، زورگوییهای همصنفان مرد و بیتفاوتیهای پدرم را متحمل شدم. سالها بعد، وقتی طالبان کنترول افغانستان را به دست گرفتند و زنان و دختران را از کار و تحصیل منع نمودند، من مخفیانه تدریس کردم؛ مکاتب را در کابل و سایر شهرها برای آموزش اقلیتی خوشچانس از دختران، سازمان دادم.
این حمله وحشیانه اخیر ما را متوجه میسازد که افغانستان تا هنوز از خشونت و زنستیزی عاری نیست. اما از سال ۲۰۰۱ که ایالات متحده آمریکا طالبان را از قدرت برکنار نمود، وضعیت زنان در این کشور بهتر شده است. حقوق برابر زنان در قانون اساسی گنجانیده شد، زنان در رهبری قرار گرفتند، بنبستهای پارلمان را حل میکنند و به عنوان داکتر، پیلوت و افسران ملی فعالیت دارند.
امروز، من عضو هیئت مذاکرهکننده صلح از جانب دولت هستم، در همان میزی نشستهام که همان گروه(طالبان) که خونهای زیادی را ریختهاند و تلاش برای جلوگیری از صحبت زنان میکنند، حضور دارند. هدف من در مذاکرات مشخص است. من میخواهم اطمینان حاصل نمایم که دستاوردهای بیست سال گذشته زنان افغان از بین نمیرود و هر زن دیگر این کشور به توانمندیهای خود در راستای صلح باورمند شود.
برای تضمین اینکه زنان بتوانند علی رغم همه تلاشها برای سلب حقوقشان که آنها برای به دست آوردن آن سخت مبارزه نمودهاند، ایستادگی نمایند، باید صدای آنها را در برنامههای ملی و روند صلح داشته باشیم. به همین دلیل باید در آموزش نسل بعدی رهبران زن افغانستان سرمایهگذاری نماییم.
چند راه وجود دارد که شرکای افغانستان، از جمله ایالات متحده و اتحادیه اروپا میتوانند به تحقق این اهداف حیاتی کمک نمایند.
در نخست، متحدان ما باید کمکهای آینده خود را به افغانستان مشروط نمایند که آیا مقامات این کشور به مشارکت قانونی و دموکراتیک زنان همکاری مینمایند یا خیر. چین، اتحادیه اروپا، ایران، پاکستان، روسیه و ایالات متحده باید جمهوری اسلامی و طالبان را تحت فشار قرار دهند تا حداقل سیفیصد مقرریهای رسمی و کرسیهای انتخابی را برای زنان افغان کنار بگذارند. آنها باید فشار مشابهی را برای کمک به حفظ صدای زنان در هر مذاکره صلح آینده، بالای دو طرف اعمال نمایند.
در مرحله بعدی، همکاران سازمان ملل متحد و افغانستان باید محلی را برای زنان افغان در نظارت بر توافقنامههای آتشبس که هر صلح شکننده به آن بستگی دارد، ایجاد نماید. زنان به عنوان محققان و نمایندههای قابل اعتماد و بدون تهدید هستند که کارشناسان معتقدند گنجانیدن آنها برای ایجاد صلح میتواند به سرکوب خشونت کمک کند. ناظران بینالمللی آتشبس باید متعهد به مشوره با زنان در انجام کارهایشان باشند.
حمله هشتم ماه می، تاریکی و خطر زنستیزی را آشکار نمود و هرگز نباید اجازه دهیم به این کشور بازگردد. موفقیت افغانستان وابسته به قدرت خود زنان افغان میباشد. اکنون وقت آن رسیده تا برای ادامه مبارزه به خاطر آزادی و امنیت، ابزار لازم را در خدمت آنها(زنان) قرار دهیم.